56- سورة الواقعة ( آیات 1 تا 50 )
56- سورة الواقعة ( آیات 1 تا 50 )
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
هنگامى كه واقعه عظيم (قيامت) واقع شود، (1)
هيچ كس نمىتواند آن را انكار كند! (2)
(اين واقعه) گروهى را پايين مىآورد و گروهى را بالا مىبرد! (3)
در آن هنگام كه زمين بشدت به لرزه درمىآيد، (4)
و كوهها در هم كوبيده مىشود، (5)
و بصورت غبار پراكنده درمىآيد، (6)
و شما سه گروه خواهيد بود! (7)
(نخست) سعادتمندان و خجستگان (هستند)؛ چه سعادتمندان و خجستگانى! (8)
گروه ديگر شقاوتمندان و شومانند، چه شقاوتمندان و شومانى! (9)
و (سومين گروه) پيشگامان پيشگامند، (10)
آنها مقربانند! (11)
در باغهاى پرنعمت بهشت (جاى دارند)! (12)
گروه زيادى (از آنها) از امتهاى نخستينند، (13)
و اندكى از امت آخرين! (14)
آنها ( مقربان) بر تختهايى كه صفكشيده و به هم پيوسته است قراردارند، (15)
در حالى كه بر آن تكيه زده و رو به روى يكديگرند! (16)
نوجوانانى جاودان (در شكوه و طراوت) پيوسته گرداگرد آنان مىگردند، (17)
با قدحها و كوزهها و جامهايى از نهرهاى جارى بهشتى (و شراب طهور)! (18)
اما شرابى كه از آن درد سر نمىگيرند و نه مست مىشوند! (19)
و ميوههايى از هر نوع كه انتخاب كنند، (20)
و گوشت پرنده از هر نوع كه مايل باشند! (21)
و همسرانى از حور العين دارند، (22)
همچون مرواريد در صدف پنهان! (23)
اينها پاداشى است در برابر اعمالى كه انجام مىدادند! (24)
در آن (باغهاى بهشتى) نه لغو و بيهودهاى مىشنوند نه سخنان گناه آلود؛ (25)
تنها چيزى كه مىشنوند «سلام» است «سلام»! (26)
و اصحاب يمين و خجستگان، چه اصحاب يمين و خجستگانى! (27)
آنها در سايه درختان «سدر» بىخار قرار دارند، (28)
و در سايه درخت «طلح» پربرگ ( درختى خوشرنگ و خوشبو)، (29)
و سايه كشيده و گسترده، (30)
و در كنار آبشارها، (31)
و ميوههاى فراوان، (32)
كه هرگز قطع و ممنوع نمىشود، (33)
و همسرانى بلندمرتبه! (34)
ما آنها را آفرينش نوينى بخشيديم، (35)
و همه را دوشيزه قرار داديم، (36)
زنانى كه تنها به همسرشان عشق مىورزند و خوش زبان و فصيح و هم سن و سالند! (37)
اينها همه براى اصحاب يمين است، (38)
كه گروهى از امتهاى نخستينند،(39)
و گروهى از امتهاى آخرين! (40)
و اصحاب شمال، چه اصحاب شمالى (كه نامه اعمالشان به نشانه جرمشان به دست چپ آنها داده مىشود)! (41)
آنها در ميان بادهاى كشنده و آب سوزان قرار دارند، (42)
و در سايه دودهاى متراكم و آتشزا! (43)
سايهاى كه نه خنك است و نه آرامبخش! (44)
آنها پيش از اين (در عالم دنيا) مست و مغرور نعمت بودند، (45)
و بر گناهان بزرگ اصرار مىورزيدند، (46)
و مىگفتند: «هنگامى كه ما مرديم و خاك و استخوان شديم، آيا برانگيخته خواهيم شد؟! (47)
يا نياكان نخستين ما (برانگيخته مىشوند)؟!» (48)
بگو: «اولين و آخرين، (49)
همگى در موعد روز معينى گردآورى مىشوند، (50)