37- سورة الصافات ( آیات 1 تا 60 )
37- سورة الصافات ( آیات 1 تا 60 )
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
سوگند به (فرشتگان) صف كشيده (و منظم) (1)
و به نهىكنندگان و (بازدارندگان) (2)
و تلاوتكنندگان پياپى آيات الهى... (3)
كه معبود شما يگانه است؛ (4)
پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست، و پروردگار مشرقها! (5)
ما آسمان نزديك ( پايين) را با ستارگان آراستيم، (6)
تا آن را از هر شيطان خبيثى حفظ كنيم! (7)
آنها نمىتوانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرادهند، (و هرگاه چنين كنند) از هر سو هدف قرارمىگيرند! (8)
آنها به شدت به عقب رانده مىشوند؛ و براى آنان مجازاتى دائم است! (9)
مگر آنها كه در لحظهاى كوتاه براى استراق سمع به آسمان نزديك شوند، كه «شهاب ثاقب سذللّه آنها را تعقيب مىكند! (10)
از آنان بپرس: «آيا آفرينش (و معاد) آنان سختتر است يا آفرينش فرشتگان (و آسمانها و زمين)؟! ما آنان را از گل چسبندهاى آفريديم! (11)
تو از انكارشان تعجب مىكنى، ولى آنها مسخره مىكنند! (12)
و هنگامى كه به آنان تذكر داده شود، هرگز متذكر نمىشوند! (13)
و هنگامى كه معجزهاى را ببينند، ديگران را نيز به استهزا دعوتمىكنند! (14)
و مىگويند: «اين فقط سحرى آشكار است! (15)
آيا هنگامى كه ما مرديم و به خاك و استخوان مبدل شديم، بار ديگر برانگيخته خواهيم شد؟! (16)
يا پدران نخستين ما (بازمىگردند)؟!» (17)
بگو: «آرى، همه شما زنده مىشويد در حالى كه خوار و كوچك خواهيد بود! (18)
تنها يك صيحه عظيم واقع مىشود، ناگهان همه (از قبرها برمىخيزند و) نگاه مىكنند! (19)
و مىگويند: «اى واى بر ما، اين روز جزاست!» (20)
(آرى) اين همان روز جدايى (حق از باطل) است كه شما آن را تكذيب مىكرديد! (21)
(در اين هنگام به فرشتگان دستور داده مىشود:) ظالمان و همرديفانشان و آنچه را مىپرستيدند... (22)
(آرى آنچه را) جز خدا مىپرستيدند جمع كنيد و بسوى راه دوزخ هدايتشان كنيد! (23)
آنها را نگهداريد كه بايد بازپرسى شوند! (24)
شما را چه شده كه از هم يارى نمىطلبيد؟! (25)
ولى آنان در آن روز تسليم قدرت خداوندند! (26)
(و در اين حال) رو به يكديگر كرده و از هم مىپرسند... (27)
گروهى (مىگويند: «شما رهبران گمراهى بوديد كه به ظاهر) از طريق خيرخواهى و نيكى وارد شديد اما جز فريب چيزى در كارتان نبود)!» (28)
(آنها در جواب) مىگويند: «شما خودتان اهل ايمان نبوديد (تقصير ما چيست)؟! (29)
ما هيچ گونه سلطهاى بر شما نداشتيم، بلكه شما خود قومى طغيانگر بوديد! (30)
اكنون فرمان پروردگارمان بر همه ما مسلم شده، و همگى از عذاب او مىچشيم! (31)
ما شما را گمراه كرديم، همان گونه كه خود گمراه بوديم! (32)
(آرى) همه آنها ( پيشوايان و پيروان گمراه) در آن روز در عذاب الهى مشتركند! (33)
ما اين گونه با مجرمان رفتار مىكنيم! (34)
چرا كه وقتى به آنها گفته مىشد: «معبودى جز خدا وجود ندارد»، تكبر و سركشى مىكردند... (35)
و پيوسته مىگفتند: «آيا ما معبودان خود را بخاطر شاعرى ديوانه رها كنيم؟!» (36)
چنين نيست، او حق را آورده و پيامبران پيشين را تصديق كرده است! (37)
اما شما (مستكبران كوردل) بطور مسلم عذاب دردناك (الهى) را خواهيد چشيد! (38)
و جز به آنچه انجام مىداديد كيفر داده نمىشويد، (39)
جز بندگان مخلص خدا (كه از اين كيفرها بركنارند)! (40)
براى آنان ( بندگان مخلص) روزى معين و ويژهاى است، (41)
ميوهها(ى گوناگون پر ارزش)، و آنها گرامى داشته مىشوند... (42)
در باغهاى پر نعمت بهشت؛ (43)
در حالى كه بر تختها رو به روى يكديگر تكيه زدهاند، (44)
و گرداگردشان قدحهاى لبريز از شراب طهور را مىگردانند؛ (45)
شرابى سفيد و درخشنده، و لذتبخش براى نوشندگان؛ (46)
شرابى كه نه در آن مايه تباهى عقل است و نه از آن مست مىشوند! (47)
و نزد آنها همسرانى زيبا چشم است كه جز به شوهران خود عشق نمىورزند. (48)
گويى از (لطافت و سفيدى) همچون تخممرغهايى هستند كه (در زير بال و پر مرغ) پنهان مانده (و دست انسانى هرگز آن را لمس نكرده است)! (49)
(در حالى كه آنها غرق گفتگو هستند) بعضى رو به بعضى ديگر كرده مىپرسند... (50)
كسى از آنها مىگويد: «من همنشينى داشتم... (51)
كه پيوسته مىگفت: آيا (به راستى) تو اين سخن را باور كردهاى... (52)
كه وقتى ما مرديم و به خاك و استخوان مبدل شديم، (بار ديگر) زنده مىشويم و جزا داده خواهيم شد؟!» (53)
(سپس) مىگويد: «آيا شما مىتوانيد از او خبرى بگيريد؟» (54)
اينجاست كه نگاهى مىكند، ناگهان او را در ميان دوزخ مىبيند. (55)
مىگويد:«به خدا سوگند نزديك بود مرا (نيز) به هلاكت بكشانى! (56)
و اگر نعمت پروردگارم نبود، من نيز از احضارشدگان (در دوزخ) بودم! (57)
(سپس به ياران خود مىگويد: اى دوستان!) آيا ما هرگز نمىميريم (و در بهشت جاودانه خواهيم بود)، (58)
و جز همان مرگ اول، مرگى به سراغ ما نخواهد آمد، و ما هرگز عذاب نخواهيم شد. (59)
راستى اين همان پيروزى بزرگ است! (60)