26- سورة الشعراء ( آیات 151 تا 200 )
26- سورة الشعراء ( آیات 151 تا 200 )
و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد! (151)
همانها كه در زمين فساد مىكنند و اصلاح نمىكنند!» (152)
گفتند: «(اى صالح!) تو از افسون شدگانى (و عقل خود را از دست دادهاى!) (153)
تو فقط بشرى همچون مائى؛ اگر راست مىگويى آيت و نشانهاى بياور!» (154)
گفت: «اين ناقهاى است (كه آيت الهى است) براى او سهمى (از آب قريه)، و براى شما سهم روز معينى است! (155)
كمترين آزارى به آن نرسانيد، كه عذاب روزى بزرگ شما را فرا خواهد گرفت!» (156)
سرانجام بر آن (ناقه) حمله نموده آن را «پى» كردند؛ (و هلاك نمودند) سپس از كرده خود پشيمان شدند! (157)
و عذاب الهى آنان را فرا گرفت؛ در اين، آيت و نشانهاى است؛ ولى بيشتر آنان مؤمن نبودند! (158)
و پروردگار تو عزيز و رحيم است! (159)
قوم لوط فرستادگان (خدا) را تكذيب كردند، (160)
هنگامى كه برادرشان لوط به آنان گفت: «آيا تقوا پيشه نمىكنيد؟! (161)
من براى شما پيامبرى امين هستم! (162)
پس تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نماييد! (163)
من در برابر اين دعوت، اجرى از شما نمىطلبم، اجر من فقط بر پروردگار عالميان است! (164)
آيا در ميان جهانيان، شما به سراغ جنس ذكور مىرويد (و همجنس بازى مىكنيد، آيا اين زشت و ننگين نيست؟!) (165)
و همسرانى را كه پروردگارتان براى شما آفريده است رها مىكنيد؟! (حقا) شما قوم تجاوزگرى هستيد!» (166)
گفتند: «اى لوط! اگر (از اين سخنان) دست برندارى، به يقين از اخراج شدگان خواهى بود!» (167)
گفت: «من دشمن سرسخت اعمال شما هستم! (168)
پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اينها انجام مىدهند رهايى بخش!» (169)
ما او و تمامى خاندانش را نجات داديم، (170)
جز پيرزنى كه در ميان بازماندگان بود! (171)
سپس ديگران را هلاك كرديم! (172)
و بارانى (از سنگ) بر آنها فرستاديم؛ چه باران بدى بود باران انذارشدگان! (173)
در اين (ماجراى قوم لوط و سرنوشت شوم آنها) آيتى است؛ اما بيشترشان مؤمن نبودند. (174)
و پروردگار تو عزيز و رحيم است! (175)
اصحاب ايكه ( شهرى نزديك مدين) رسولان (خدا) را تكذيب كردند، (176)
هنگامى كه شعيب به آنها گفت: «آيا تقوا پيشه نمىكنيد؟! (177)
مسلما من براى شما پيامبرى امين هستم! (178)
پس تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نماييد! (179)
من در برابر اين دعوت، پاداشى از شما نمىطلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالميان است! (180)
حق پيمانه را ادا كنيد (و كم فروشى نكنيد)، و ديگران را به خسارت نيفكنيد! (181)
و با ترازوى صحيح وزن كنيد! (182)
و حق مردم را كم نگذاريد، و در زمين تلاش براى فساد نكنيد! (183)
و از (نافرمانى) كسى كه شما و اقوام پيشين را آفريد بپرهيزيد!» (184)
آنها گفتند: «تو فقط از افسونشدگانى! (185)
تو بشرى همچون مائى، تنها گمانى كه درباره تو داريم اين است كه از دروغگويانى! (186)
اگر راست مىگويى، سنگهايى از آسمان بر سر ما بباران!» (187)
(شعيب) گفت: «پروردگار من به اعمالى كه شما انجام مىدهيد داناتر است!» (188)
سرانجام او را تكذيب كردند، و عذاب روز سايبان (سايبانى از ابر صاعقهخيز) آنها را فراگرفت؛ يقينا آن عذاب روز بزرگى بود! (189)
در اين ماجرا، آيت و نشانهاى است؛ ولى بيشتر آنها مؤمن نبودند. (190)
و پروردگار تو عزيز و رحيم است! (191)
مسلما اين (قرآن) از سوى پروردگار جهانيان نازل شده است! (192)
روح الامين آن را نازل كرده است... (193)
بر قلب (پاك) تو، تا از انذاركنندگان باشى! (194)
آن را به زبان عربى آشكار (نازل كرد)! (195)
و توصيف آن در كتابهاى پيشينيان نيز آمده است! (196)
آيا همين نشانه براى آنها كافى نيست كه علماى بنى اسرائيل بخوبى از آن آگاهند؟! (197)
هرگاه ما آن را بر بعضى از عجم ( غير عرب)ها نازل مىكرديم... (198)
و او آن را بر ايشان مىخواند، به آن ايمان نمىآورند! (199)
(آرى،) اين گونه (با بيانى رسا) قرآن را در دلهاى مجرمان وارد مىكنيم! (200)