16- سورة النحل ( آیات 61 تا 128 )
16- سورة النحل ( آیات 61 تا 128 )
و اگر خداوند مردم را بخاطر ظلمشان مجازات مىكرد، جنبندهاى را بر پشت زمين باقى نمىگذارد؛ ولى آنها را تا زمان معينى به تاخير مىاندازد. و هنگامى كه اجلشان فرا رسد، نه ساعتى تاخير مىكنند، و نه ساعتى پيشى مىگيرند. (61)
آنها براى خدا چيزهايى قرارمىدهند كه خودشان از آن كراهت دارند ( فرزندان دختر)؛ با اين حال زبانشان به دروغ مىگويد سرانجام نيكى دارند! از اين رو براى آنان آتش است؛ و آنها از پيشگامان (دوزخ)اند. (62)
به خدا سوگند، به سوى امتهاى پيش از تو پيامبرانى فرستاديم؛ اما شيطان اعمالشان را در نظرشان آراست؛ و امروز او ولى و سرپرستشان است؛ و مجازات دردناكى براى آنهاست! (63)
ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف دارند، براى آنها روشن كنى؛ و (اين قرآن) مايه هدايت و رحمت است براى قومى كه ايمان مىآورند! (64)
خداوند از آسمان، آبى فرستاد؛ و زمين را، پس از آنكه مرده بود، حيات بخشيد! در اين، نشانه روشنى است براى جمعيتى كه گوش شنوا دارند! (65)
و در وجود چهارپايان، براى شما (درسهاى) عبرتى است: از درون شكم آنها، از ميان غذاهاى هضمشده و خون، شير خالص و گوارا به شما مىنوشانيم! (66)
و از ميوههاى درختان نخل و انگور، مسكرات (ناپاك) و روزى خوب و پاكيزه مىگيريد؛ در اين، نشانه روشنى است براى جمعيتى كه انديشه مىكنند! (67)
و پروردگار تو به زنبور عسل «وحى» (و الهام غريزى) نمود كه: «از كوهها و درختان و داربستهايى كه مردم مىسازند، خانههايى برگزين! (68)
سپس از تمام ثمرات (و شيره گلها) بخور و راههايى را كه پروردگارت براى تو تعيين كرده است، براحتى بپيما! «از درون شكم آنها، نوشيدنى با رنگهاى مختلف خارج مىشود كه در آن، شفا براى مردم است؛ به يقين در اين امر، نشانه روشنى است براى جمعيتى كه مىانديشند. (69)
خداوند شما را آفريد؛ سپس شما را مىميراند؛ بعضى از شما به نامطلوبترين سنين بالاى عمر مىرسند، تا بعد از علم و آگاهى، چيزى ندانند (و همه چيز را فراموش كنند)؛ خداوند دانا و تواناست! (70)
خداوند بعضى از شما را بر بعضى ديگر از نظر روزى برترى داد (چرا كه استعدادها و تلاشهايتان متفاوت است)! اما آنها كه برترى داده شدهاند، حاضر نيستند از روزى خود به بردگانشان بدهند و همگى در آن مساوى گردند؛ آيا آنان نعمت خدا را انكار مىنمايند (كه شكر او را ادا نمىكنند)؟! (71)
خداوند براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داد؛ و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوههايى به وجود آورد؛ و از پاكيزهها به شما روزى داد؛ آيا به باطل ايمان مىآورند، و نعمت خدا را انكار مىكنند؟! (72)
آنها غير از خدا، موجوداتى را مىپرستند كه هيچ رزقى را براى آنان از آسمانها و زمين در اختيار ندارند؛ و توان اين كار را نيز ندارند. (73)
پس، براى خدا امثال (و شبيهها) قائل نشويد! خدا مىداند، و شما نمىدانيد. (74)
خداوند مثالى زده: برده مملوكى را كه قادر بر هيچ چيز نيست؛ و انسان (با ايمانى) را كه از جانب خود، رزقى نيكو به او بخشيدهايم، و او پنهان و آشكار از آنچه خدا به او داده، انفاق مىكند؛ آيا اين دو نفر يكسانند؟! شكر مخصوص خداست، ولى اكثر آنها نمىدانند! (75)
خداوند مثالى (ديگر) زده است: دو نفر را، كه يكى از آن دو، گنگ مادرزاد است؛ و قادر بر هيچ كارى نيست؛ و سربار صاحبش مىباشد؛ او را در پى هر كارى بفرستد، خوب انجام نمىدهد؛ آيا چنين انسانى، با كسى كه امر به عدل و داد مىكند، و بر راهى راست قرار دارد، برابر است؟! (76)
غيب آسمانها و زمين، مخصوص خداست (و او همه را مىداند)؛ و امر قيامت(بقدرى نزديك و آسان است) درست همانند چشم برهم زدن، و يا از آن هم نزديكتر؛ چرا كه خدا بر هر چيزى تواناست! (77)
و خداوند شما را از شكم مادرانتان خارج نمود در حالى كه هيچ چيز نمىدانستيد؛ و براى شما، گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شكر نعمت او را بجا آوريد! (78)
آيا آنها به پرندگانى كه بر فراز آسمانها نگهداشته شده، نظر نيفكندند؟ هيچ كس جز خدا آنها را نگاه نمىدارد؛ در اين امر، نشانههايى (از عظمت و قدرت خدا) است براى كسانى كه ايمان مىآورند! (79)
و خدا براى شما از خانههايتان محل سكونت (و آرامش) قرار داد؛ و از پوست چهارپايان نيز براى شما خانههايى قرار داد كه روز كوچ كردن و روز اقامتتان، به آسانى مىتوانيد آنها را جا به جا كنيد؛ و از پشم و كرك و موى آنها، براى شما اثاث و متاع (و وسايل مختلف زندگى) تا زمان معينى قرار داد. (80)
و (نيز) خداوند از آنچه آفريده است سايههايى براى شما قرار داده؛ و از كوهها پناهگاههايى؛ و براى شما پيراهنهايى آفريده، كه شما را از گرما (و سرما) حفظ مىكند؛ و پيراهنهايى كه به هنگام جنگ، حافظ شماست؛ اين گونه نعمتهايش را بر شما كامل مىكند، شايد تسليم فرمان او شويد! (81)
(با اين همه،) اگر روى برتابند، (نگران مباش؛) تو فقط وظيفه ابلاغ آشكار دارى. (82)
آنها نعمت خدا را مىشناسند؛ سپس آن را انكار مىكنند؛ و اكثرشان كافرند! (83)
(به خاطر بياوريد) روزى را كه از هر امتى گواهى بر آنان برمىانگيزيم؛ سپس به آنان كه كفر ورزيدند، اجازه (سخن گفتن) داده نمىشود؛ (بلكه دست و پا و گوش و چشم، حتى پوست تن آنها گواهى مىدهند!) و (نيز) اجازه عذرخواهى و تقاضاى عفو به آنان نمىدهند! (84)
و هنگامى كه ظالمان عذاب را ببينند، نه به آنها تخفيف داده مىشود، و نه مهلت! (85)
و هنگامى كه مشركان معبودهايى را كه همتاى خدا قرار دادند مىبينند، مىگويند: «پروردگارا! اينها همتايانى هستند كه ما به جاى تو، آنها را مىخوانديم! «در اين هنگام، معبودان به آنها مىگويند: «شما دروغگو هستيد! (شما هواى نفس خود را پرستش مىكرديد!)» (86)
و در آن روز، همگى (ناگزير) در پيشگاه خدا تسليم مىشوند؛ و تمام آنچه را (نسبت به خدا) دروغ مىبستند، گم و نابود مىشود! (87)
كسانى كه كافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، بخاطر فسادى كه مىكردند، عذابى بر عذابشان مىافزاييم! (88)
(به ياد آوريد) روزى را كه از هر امتى، گواهى از خودشان بر آنها برمىانگيزيم؛ و تو را گواه بر آنان قرارمىدهيم! و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز، و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است! (89)
خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان فرمان مىدهد؛ و از فحشا و منكر و ستم، نهى مىكند؛ خداوند به شما اندرز مىدهد، شايد متذكر شويد! (90)
و هنگامى كه با خدا عهد بستيد، به عهد او وفا كنيد! و سوگندها را بعد از محكم ساختن نشكنيد، در حالى كه خدا را كفيل و ضامن بر (سوگند) خود قرار دادهايد، به يقين خداوند از آنچه انجام مىدهيد، آگاه است! (91)
همانند آن زن (سبك مغز) نباشيد كه پشمهاى تابيده خود را، پس از استحكام،وامىتابيد! در حالى كه (سوگند و پيمان) خود را وسيله خيانت و فساد قرار مىدهيد؛ بخاطر اينكه گروهى، جمعيتشان از گروه ديگر بيشتر است (و كثرت دشمن را بهانهاى براى شكستن بيعت با پيامبر مىشمريد)! خدا فقط شما را با اين وسيله آزمايش مىكند؛ و به يقين روز قيامت، آنچه را در آن اختلاف داشتيد، براى شما روشن مىسازد! (92)
و اگر خدا مىخواست، همه شما را امت واحدى قرارمىداد؛ (و همه را به اجبار وادار به ايمان مىكرد؛ اما ايمان اجبارى فايدهاى ندارد!) ولى خدا هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) گمراه، و هر كس را بخواهد (و لايق بداند) هدايت مىكند! (به گروهى توفيق هدايت داده، و از گروهى سلب مىكند!) و يقينا شما از آنچه انجام مىداديد، بازپرسى خواهيد شد! (93)
سوگندهايتان را وسيله تقلب و خيانت در ميان خود قرار ندهيد، مبادا گامى بعد از ثابتگشتن (بر ايمان) متزلزل شود؛ و به خاطر بازداشتن (مردم) از راه خدا، آثار سوء آن را بچشيد! و براى شما، عذاب عظيمى خواهد بود! (94)
و (هرگز) پيمان الهى را با بهاى كمى مبادله نكنيد (و هر بهايى در برابر آن ناچيز است!) آنچه نزد خداست، براى شما بهتر است اگر مىدانستيد. (95)
آنچه نزد شماست فانى مىشود؛ اما آنچه نزد خداست باقى است؛ و به كسانى كه صبر و استقامت پيشه كنند، مطابق بهترين اعمالى كه انجام مىدادند پاداش خواهيم داد. (96)
هر كس كار شايستهاى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، او را به حياتى پاك زنده مىداريم؛ و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مىدادند، خواهيم داد. (97)
هنگامى كه قرآن مىخوانى، از شر شيطان مطرود، به خدا پناه بر! (98)
چرا كه او، بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكل مىكنند، تسلطى ندارد. (99)
تسلط او تنها بر كسانى است كه او را به سرپرستى خود برگزيدهاند، و آنها كه نسبت به او ( خدا) شرك مىورزند (و فرمان شيطان را به جاى فرمان خدا، گردن مىنهند) (100)
و هنگامى كه آيهاى را به آيه ديگر مبدل كنيم ( حكمى را نسخ نماييم) -و خدا بهتر مىداند چه حكمى را نازل كند- آنها مىگويند: «تو افترا مىبندى!» اما بيشترشان (حقيقت را) نمىدانند! (101)
بگو، روح القدس آن را از جانب پروردگارت بحق نازل كرده، تا افراد باايمان را ثابتقدم گرداند؛ و هدايت و بشارتى است براى عموم مسلمانان! (102)
ما مىدانيم كه آنها مىگويند: «اين آيات را انسانى به او تعليم مىدهد!» در حالى كه زبان كسى كه اينها را به او نسبت مىدهند عجمى است؛ ولى اين (قرآن)، زبان عربى آشكار است! (103)
به يقين، كسانى كه به آيات الهى ايمان نمىآورند، خدا آنها را هدايت نمىكند؛ و براى آنان عذاب دردناكى است. (104)
تنها كسانى دروغ مىبندند كه به آيات خدا ايمان ندارند؛ (آرى،) دروغگويان واقعى آنها هستند! (105)
كسانى كه بعد از ايمان كافر شوند -بجز آنها كه تحت فشار واقع شدهاند در حالى كه قلبشان آرام و با ايمان است- آرى، آنها كه سينه خود را براى پذيرش كفر گشودهاند، غضب خدا بر آنهاست؛ و عذاب عظيمى در انتظارشان! (106)
اين به خاطر آن است كه زندگى دنيا (و پست را) بر آخرت ترجيح دادند؛ و خداوند افراد بىايمان (لجوج) را هدايت نمىكند. (107)
آنها كسانى هستند كه (بر اثر فزونى گناه،) خدا بر قلب و گوش و چشمانشان مهر نهاده؛ (به همين دليل نمىفهمند،) و غافلان واقعى همانها هستند! (108)
و ناچار آنها در آخرت زيانكارند. (109)
اما پروردگار تو نسبت به كسانى كه بعد از فريبخوردن، (به ايمان بازگشتند و) هجرت كردند؛ سپس جهاد كردند و در راه خدا استقامت نمودند؛ پروردگارت، بعد از انجام اين كارها، بخشنده و مهربان است (و آنها را مشمول رحمت خود مىسازد). (110)
(به ياد آوريد) روزى را كه هر كس (در فكر خويشتن است؛ و تنها) به دفاع از خود برمىخيزد؛ و نتيجه اعمال هر كسى، بىكم و كاست، به او داده مىشود؛ و به آنها ظلم نخواهد شد! (111)
خداوند (براى آنان كه كفران نعمت مىكنند،) مثلى زده است: منطقه آبادى كه امن و آرام و مطمئن بود؛ و همواره روزيش از هر جا مىرسيد؛ اما به نعمتهاى خدا ناسپاسى كردند؛ و خداوند به خاطر اعمالى كه انجام مىدادند، لباس گرسنگى و ترس را بر اندامشان پوشانيد! (112)
پيامبرى از خودشان به سراغ آنها آمد، او را تكذيب كردند؛ از اين رو عذاب الهى آنها را فراگرفت در حالى كه ظالم بودند! (113)
پس، از آنچه خدا روزيتان كرده است، حلال و پاكيزه بخوريد؛ و شكر نعمت خدا را بجا آوريد اگر او را مىپرستيد! (114)
خداوند، تنها مردار، خون، گوشت خوك و آنچه را با نام غير خدا سر بريدهاند، بر شما حرام كرده است؛ اما كسانى كه ناچار شوند، در حالى كه تجاوز و تعدى از حد ننمايند، (خدا آنها را مىبخشد؛ چرا كه) خدا بخشنده و مهربان است. (115)
به خاطر دروغى كه بر زبانتان جارى مىشود (و چيزى را مجاز و چيزى را ممنوع مىكنيد،) نگوييد: «اين حلال است و آن حرام»، تا بر خدا افترا ببنديد به يقين كسانى كه به خدا دروغ مىبندند، رستگار نخواهند شد! (116)
بهره كمى است (كه در اين دنيا نصيبشان مىشود)؛ و عذاب دردناكى در انتظار آنان است! (117)
چيزهايى را كه پيش از اين براى تو شرح داديم، بر يهود حرام كرديم؛ ما به آنها ستم نكرديم، اما آنها به خودشان ظلم و ستم مىكردند! (118)
اما پروردگارت نسبت به آنها كه از روى جهالت، بدى كردهاند، سپس توبه كرده و در مقام جبران برآمدهاند، پروردگارت بعد از آن آمرزنده و مهربان است. (119)
ابراهيم (به تنهايى) امتى بود مطيع فرمان خدا؛ خالى از هر گونه انحراف؛ و از مشركان نبود؛ (120)
شكرگزار نعمتهاى پروردگار بود؛ خدا او را برگزيد؛ و به راهى راست هدايت نمود! (121)
ما در دنيا به او (همت) نيكويى داديم؛ و در آخرت از نيكان است! (122)
سپس به تو وحى فرستاديم كه از آيين ابراهيم -كه ايمانى خالص داشت و از مشركان نبود- پيروى كن! (123)
(تحريمهاى) روز شنبه (براى يهود) فقط بعنوان يك مجازات بود، كه در آن هم اختلاف كردند؛ و پروردگارت روز قيامت، در آنچه اختلاف داشتند، ميان آنها داورى مىكند! (124)
با حكمت و اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن! پروردگارت، از هر كسى بهتر مىداند چه كسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايتيافتگان داناتر است. (125)
و هر گاه خواستيد مجازات كنيد، تنها بمقدارى كه به شما تعدى شده كيفر دهيد! و اگر شكيبايى كنيد، اين كار براى شكيبايان بهتر است. (126)
صبر كن، و صبر تو فقط براى خدا و به توفيق خدا باشد! و بخاطر (كارهاى) آنها، اندوهگين و دلسرد مشو! و از توطئههاى آنها، در تنگنا قرار مگير! (127)
خداوند با كسانى است كه تقوا پيشه كردهاند، و كسانى كه نيكوكارند. (128)