15- سورة الحجر ( آیات 1 تا 50 )
15- سورة الحجر ( آیات 1 تا 50 )
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
الر، اين آيات كتاب، و قرآن مبين است. (1)
كافران (هنگامى كه آثار شوم اعمال خود را ببينند،) چه بسا آرزو مىكنند كه اى كاش مسلمان بودند! (2)
بگذار آنها بخورند، و بهره گيرند، و آرزوها آنان را غافل سازد؛ ولى بزودى خواهند فهميد! (3)
ما اهل هيچ شهر و ديارى را هلاك نكرديم مگر اينكه اجل معين (و زمان تغيير ناپذيرى) داشتند! (4)
هيچ گروهى از اجل خود پيشى نمىگيرد؛ و از آن عقب نخواهد افتاد! (5)
و گفتند: «اى كسى كه «ذكر» ( قرآن) بر او نازل شده، مسلما تو ديوانهاى! (6)
اگر راست مىگويى، چرا فرشتگان را نزد ما نمىزورى؟!» (7)
(اما اينها بايد بدانند) ما فرشتگان را، جز بحق، نازل نمىكنيم،؛و هرگاه نازل شوند، ديگر به اينها مهلت داده نمىشود (؛و در صورت انكار، به عذاب الهى نابود مىگردند)! (8)
ما قرآن را نازل كرديم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنيم! (9)
ما پيش از تو (نيز) پيامبرانى در ميان امتهاى نخستين فرستاديم. (10)
هيچ پيامبرى به سراغ آنها نمىآمد مگر اينكه او را مسخره مىكردند. (11)
ما اينچنين (و از هر طريق ممكن) قرآن را به درون دلهاى مجرمان راه مىدهيم! (12)
(اما با اين حال،) آنها به آن ايمان نمىآورند؛ روش اقوام پيشين نيز چنين بود! (13)
و اگر درى از آسمان به روى آنان بگشاييم، و آنها پيوسته در آن بالا روند... (14)
باز مىگويند: «ما را چشمبندى كردهاند؛ بلكه ما (سر تا پا) سحر شدهايم!» (15)
ما در آسمان برجهايى قرار داديم؛ و آن را براى بينندگان آراستيم. (16)
و آن را از هر شيطان رانده شدهاى حفظ كرديم؛ (17)
مگر آن كس كه استراق سمع كند (و دزدانه گوش فرا دهد) كه «شهاب مبين» او را تعقيب مىكند (و مىراند) (18)
و زمين را گسترديم؛ و در آن كوههاى ثابتى افكنديم؛ و از هر گياه موزون، در آن رويانديم؛ (19)
و براى شما انواع وسايل زندگى در آن قرار داديم؛ همچنين براى كسانى كه شما نمىتوانيد به آنها روزى دهيد! (20)
و خزائن همه چيز، تنها نزد ماست؛ ولى ما جز به اندازه معين آن را نازل نمىكنيم! (21)
ما بادها را براى بارور ساختن (ابرها و گياهان) فرستاديم؛ و از آسمان آبى نازل كرديم، و شما را با آن سيراب ساختيم؛ در حالى كه شما توانايى حفظ و نگهدارى آن را نداشتيد! (22)
« ماييم كه زنده مىكنيم و مىميرانيم؛ و ماييم وارث (همه جهان)! (23)
ما، هم پيشينيان شما را دانستيم؛ و هم متاخران را! (24)
پروردگار تو، قطعا آنها را (در قيامت) جمع و محشور مىكند؛ چرا كه او حكيم و داناست! (25)
ما انسان را از گل خشكيدهاى (همچون سفال) كه از گل بد بوى (تيره رنگى) گرفته شده بود آفريديم! (26)
و جن را پيش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق كرديم! (27)
و (به خاطر بياور) هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گل خشكيدهاى كه از گل بدبويى گرفته شده، مىآفرينم. (28)
هنگامى كه كار آن را به پايان رساندم، و در او از روح خود (يك روح شايسته و بزرگ) دميدم، همگى براى او سجده كنيد!» (29)
همه فرشتگان، بى استثنا، سجده كردند... (30)
جز ابليس، كه ابا كرد از اينكه با سجدهكنندگان باشد. (31)
(خداوند) فرمود: «اى ابليس! چرا با سجدهكنندگان نيستى؟!» (32)
گفت: «من هرگز براى بشرى كه او را از گل خشكيدهاى كه از گل بدبويى گرفته شده است آفريدهاى، سجده نخواهم كرد!» (33)
فرمود: «از صف آنها ( فرشتگان) بيرون رو، كه راندهشدهاى (از درگاه ما!).
و لعنت (و دورى از رحمت حق) تا روز قيامت بر تو خواهد بود!» (35)
گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخيز مهلت ده (و زنده بگذار!)» (36)
فرمود: «تو از مهلت يافتگانى! (37)
(اما نه تا روز رستاخيز، بلكه) تا روز وقت معينى.» (38)
گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادى را) در زمين در نظر آنها زينت مىدهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت، (39)
مگر بندگان مخلصت را.» (40)
فرمود: «اين راه مستقيمى است كه بر عهده من است (و سنت هميشگيم)... (41)
كه بر بندگانم تسلط نخواهى يافت؛ مگر گمراهانى كه از تو پيروى مىكنند؛ (42)
و دوزخ، ميعادگاه همه آنهاست! (43)
هفت در دارد؛ و براى هر درى، گروه معينى از آنها تقسيم شدهاند! (44)
به يقين، پرهيزگاران در باغها(ى سرسبز بهشت) و در كنار چشمهها هستند. (45)
(فرشتگان به آنها مىگويند:) داخل اين باغها شويد با سلامت و امنيت! (46)
هر گونه غل ( حسد و كينه و دشمنى) را از سينه آنها برمىكنيم (و روحشان را پاك مىسازيم)؛ در حالى كه همه برابرند، و بر تختها روبهروى يكديگر قرار دارند. (47)
هيچ خستگى و تعبى در آنجا به آنها نمىرسد، و هيچ گاه از آن اخراج نمىگردند! (48)
بندگانم را آگاه كن كه من بخشنده مهربانم! (49)
و (اينكه) عذاب و كيفر من، همان عذاب دردناك است! (50)