15- سورة الحجر ( آیات 51 تا 99 )
15- سورة الحجر ( آیات 51 تا 99 )
و به آنها از مهمانهاى ابراهيم خبر ده! (51)
هنگامى كه بر او وارد شدند و سلام كردند؛ (ابراهيم) گفت: «ما از شما بيمناكيم!» (52)
گفتند: «نترس، ما تو را به پسرى دانا بشارت مىدهيم!» (53)
گفت: «آيا به من (چنين) بشارت مىدهيد با اينكه پير شدهام؟! به چه چيز بشارت مىدهيد؟! سذللّه (54)
گفتند: «تو را به حق بشارت داديم؛ از مايوسان مباش!» (55)
گفت: «جز گمراهان، چه كسى از رحمت پروردگارش مايوس مىشود؟!» (56)
(سپس) گفت: «ماموريت شما چيست اى فرستادگان خدا؟» (57)
گفتند: «ما به سوى قومى گنهكار ماموريت يافتهايم (تا آنها را هلاك كنيم)! (58)
مگر خاندان لوط، كه همگى آنها را نجات خواهيم داد... (59)
بجز همسرش، كه مقدر داشتيم از بازماندگان (در شهر، و هلاكشوندگان) باشد!» (60)
هنگامى كه فرستادگان (خدا) به سراغ خاندان لوط آمدند... (61)
(لوط) گفت: «شما گروه ناشناسى هستيد!» (62)
گفتند: «ما همان چيزى را براى تو آوردهايم كه آنها ( كافران) در آن ترديد داشتند (آرى،) ما مامور عذابيم)! (63)
ما واقعيت مسلمى را براى تو آوردهايم؛ و راست مىگوييم! (64)
پس، خانوادهات را در اواخر شب با خود بردار، و از اينجا ببر؛ و خودت به دنبال آنها حركت كن؛ و كسى از شما به پشت سر خويش ننگرد؛ مامور هستيد برويد!» (65)
و ما به لوط اين موضوع را وحى فرستاديم كه صبحگاهان، همه آنها ريشهكن خواهند شد. (66)
(از سوى ديگر،) اهل شهر (از ورود ميهمانان با خبر شدند، و بطرف خانه لوط) آمدند در حالى كه شادمان بودند. (67)
(لوط) گفت: «اينها ميهمانان منند؛ آبروى مرا نريزيد! (68)
و از خدا بترسيد، و مرا شرمنده نسازيد!» (69)
گفتند: «مگر ما تو را از جهانيان نهى نكرديم (و نگفتيم كسى را به ميهمانى نپذير؟!» (70)
گفت: «دختران من حاضرند، اگر مىخواهيد كار صحيحى انجام دهيد (با آنها ازدواج كنيد، و از گناه و آلودگى بپرهيزيد!)» (71)
به جان تو سوگند، اينها در مستى خود سرگردانند (و عقل و شعور خود را از دست دادهاند)! (72)
سرانجام، هنگام طلوع آفتاب، صيحه (مرگبار -بصورت صاعقه يا زمينلرزه-) آنها را فراگرفت! (73)
سپس (شهر و آبادى آنها را زير و رو كرديم؛) بالاى آن را پايين قرار داديم؛ و بارانى از سنگ بر آنها فرو ريختيم! (74)
در اين (سرگذشت عبرتانگيز)، نشانههايى است براى هوشياران! (75)
و ويرانههاى سرزمين آنها، بر سر راه (كاروانها)، همواره ثابت و برقرار است؛ (76)
در اين، نشانهاى است براى مؤمنان! (77)
«اصحاب الايكه» ( صاحبان سرزمينهاى پردرخت قوم شعيب) مسلما قوم ستمگرى بودند! (78)
ما از آنها انتقام گرفتيم؛ و (شهرهاى ويران شده) اين دو ( قوم لوط و اصحاب الايكه) بر سر راه (شما در سفرهاى شام)، آشكار است! (79)
و «اصحاب حجر» ( قوم ثمود) پيامبران را تكذيب كردند! (80)
ما آيات خود را به آنان داديم؛ ولى آنها از آن روى گرداندند! (81)
آنها خانههاى امن در دل كوهها مىتراشيدند. (82)
اما سرانجام صيحه (مرگبار)، صبحگاهان آنان را فرا گرفت؛ (83)
و آنچه را به دست آورده بودند، آنها را از عذاب الهى نجات نداد! (84)
ما آسمانها و زمين و آنچه را ميان آن دو است، جز بحق نيافريديم؛ و ساعت موعود ( قيامت) قطعا فرا خواهد رسيد (و جزاى هر كس به او مىرسد)! پس، از آنها به طرز شايستهاى صرفنظر كن (و آنها را بر نادانيهايشان ملامت ننما)! (85)
به يقين، پروردگار تو، آفريننده آگاه است! (86)
ما به تو سوره حمد و قرآن عظيم داديم! (87)
(بنابر اين،) هرگز چشم خود را به نعمتهاى (مادى)، كه به گروههايى از آنها ( كفار) داديم، ميفكن! و بخاطر آنچه آنها دارند، غمگين مباش! و بال (عطوفت) خود را براى مؤمنين فرود آر! (88)
و بگو: «من انذاركننده آشكارم!» (89)
(ما بر آنها عذابى مىفرستيم) همان گونه كه بر تجزيهگران (آيات الهى) فرستاديم! (90)
همانها كه قرآن را تقسيم كردند (؛آنچه را به سودشان بود پذيرفتند، و آنچه را بر خلاف هوسهايشان بود رها نمودند)! (91)
به پروردگارت سوگند، (در قيامت) از همه آنها سؤال خواهيم كرد... (92)
از آنچه عمل مىكردند! (93)
آنچه را ماموريت دارى، آشكارا بيان كن! و از مشركان روى گردان (و به آنها اعتنا نكن)! (94)
ما شر استهزاكنندگان را از تو دفع خواهيم كرد؛ (95)
همانها كه معبود ديگرى با خدا قرار دادند؛ اما بزودى مىفهمند! (96)
ما مىدانيمسينهات از آنچه آنها مىگويند تنگ مىشود (و تو را سخت ناراحت مىكنند). (97)
(براى دفع ناراحتى آنان) پروردگارت را تسبيح و حمد گو! و از سجدهكنندگان باش! (98)
و پروردگارت را عبادت كن تا يقين ( مرگ) تو فرا رسد! (99)